تبلیغات
Pat oooooooooooooooooooooooo Mat 

Pat oooooooooooooooooooooooo Mat - جوووووووووووک یه خورده جدید....


-
-

/


جوووووووووووک یه خورده جدید....

  • نویسنده: Mohsen H
  • تاریخ:یکشنبه 5 شهریور 1391

یه اس ام اس باحال فرستادم واسه دخترخالم، 5 دقیقه بعد جواب داده: «وااااااای بیشووووووور چقدر قشنگ بود»!! این یعنی نهایت احساسش بودا!!! بهش میگم: ابراز احساساتت منو کشته. میگه: «الهی... کثافت ناراحت نشیا، شوخی کردم»!!!
آخه جوون انقدر با احساس!! نمیدونم بخدا...


عاشقانه ترین حرف اوایل نامزدی پشت تلفن : اول تو قطع كن!!!!!


طبق اخرین تحقیقات در سه ماه سال جاری تنها درامد ما جیب پدرمان بوده است!


من نمیگم زن من بشینه تو خونه ظرف بشوره
پاشه تو خونه ظرف بشوره:
همچین آدم دموکراتیم من


از عجایب ایران اینه که پژو 206 رو 12 تومن خریدی،
2 سالم استفاده کردی،
پدرش درآوردی
بعدشم 16 تومن میفروشیش.


دیشب خونه مامان بزرگم بودیم. یه دختر دایی دارم به زور قدش دو وجبه و تازه 6 سالش شده...دیدم یه گوشه نشسته بدجوریم تو فکره...رفتم بهش گفتم چی شده عزیزم؟! گفت بنظر تو وقتی عاقد ازم پرسید آیا بامهریه 1385(سال تولدش) سکه وکیلم من بگم با اجازه پدر و مادرو بزرگترا بله یا نه سریع بگم بله؟!راستی مزدا3 داشته باشه بهتره یا سانتافه؟!
من :|
فامیل :|
رویاهای بچگیم :|
نهاد حمایت از کودکان سازمان ملل :|
نسل سوخته :|
آخه فک فامیل ما داریم؟!

ما نمیدونیم این زنا چی از جون ما مردا می‌خوان؟فرقی هم نداره زن و شوهر مادر و پسر ...
من از دانشگاه میام باید ظرف ها رو جابه جا کنم.از خواب بیدار میشم باید برم خرید.غذام تموم میشه باید سفره رو جمع کنم.تازه هر وقت هم که صحبت میشه مامانم میگه: تو خیلی تنبل و بی‌خاسیتی یکم از ... یاد بگیر.
من= :-|


نیایش غضنفر:خدایا دقیقاً داری با زندگی من چیكار میكنی،
بگو شاید بتونم كمكت كنم!


یادمه یه مدت میرفتم باشگاه هنر های رزمی.یه كیسه بوكس داشتیم كه كهنه شده بود.استاد هم برای اینكه خرج زیاد نشه واسش یه روكش خریده بود.
یه بار آورد امتحان كنه ببینه اندازش درسته یا نه.
بعد از امتحان كردن درش آورد و خواست ببره كه یهو گفتم:
استاد بذارید تنش بمونه وگرنه واسش كوچیك میشه!!
استاد:=-|
بقیه:!:-)
خودم:-))
از اون به بعد دیگه باشگاه نرفتم!


تا حالا دقت كردی وقتی لباس سفید میپوشی یه لكه سیاه بهش میچسبه.بعد لباس سیاه میپوشی لكه سفید بر میداره!!
اصلا دنیا با ما لج كرده!والا!!


از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای خر سواری دوست دارم!!


قرارنیست كه من همیشی باتوخوش باشم....
دیروز من خوش بودم از اینكه دركنارت بودم....
امروز دیگری خوش است برای باتو بودن....
وفردا یكی دیگر....
ازتلاش دست نكش عزیزم كه چشم ملتی به توست.....
تو میتونی.......!


دخداری 10 12 ساله این دوره زمونه :
"دیگه تاغت این همه شکست عشغی رو ندارم وقتشه که به این ظندگی خاطمه بدم"
یکی نیست بگه مثلا از کی شکست خوردی؟
میکی موز؟
یا شایدم جاستین؟؟؟؟:|


رفتم به مامانم میگم شام چی داریم ؟؟
با یه حالت شاکی میگه : کوفت ! اگه این فیس بوک شامم میداد دیگه کامل از شرِت راحت بودیم:|


رفتم مغازه " خدمات کامپیوتری" ، به یارو میگم : میخواستم یه برام یه چارت تو ورد طراحی کنید....
میگه: چارت؟؟؟؟ چارت چیه؟؟!!!!
میگم: همون جدول دیگه...
میگه: عَـــــــــــــــــــــــــــه... مگه تو ورد هم میشه جدول درست کرد؟؟؟؟
من:| خسته نباشید، خیلی ممنون...
داشتم از مغازه میومدم بیرون، صدا کرده میگه: آقا ببخشید اگه شما بلدید، میشه به منم یاد بدید؟؟؟؟
من :| :| :|
سوالی که پیش میاد اینه که کسی چاقو گذاشته بوده بیخ گلوی این بابا که مغازه " خدمات کامپیوتری" باز کنه؟؟؟؟؟ یعنی اگه بقالی میزد، روح استیو جابز میرفت رو ویبره؟؟؟؟


دختره عکس گذاشته فیس بوک ، پسره نوشته زیرش :
" عجیجکم خلی خوجله قلبونت بلم ... "
پس این امریکا کی میخواد حمله کنه بُکُشه ما رو راحت شیم :|


یارو پاش لنگ بوده باکشتی میره مسافرت,وقتی برمیگرده دوستش میگه: چه خبر؟سفر خوش گذشت؟میگه:نه بابا همش استرس داشتم هی میگفتن لنگرو بندازین تو آب!‏


بچه که بودم بابام منو میبرد حموم.
قدیما بچه ها هم حجب و حیا حالیشون بود والا!
کلی خجالت میکشیدم تا جلو ی بابام لخت میشدم و
به بابام میگفتم روشو اونور کنه و خداخدا میکردم زودتر تموم شه!
اماالان بچه مو بردم حموم،لختش کردم بشورمش،
همش نیشش بازه که هیچی،بی حیا برگشته به من میگه:
پس چرا تو شرتتو در نمیاری ..؟


قانون2012 مورفی:
موقع كباب درست كردن یا سیگار كشیدن هر طرف كه وایستی دود پیدات میكنه و میاد طرفت!
(به تجربه ثابت شده ها


کلاغه روی درخت نشسته بود که روباهه بی اعتنا میاد ردمیشه میره؛ کلاغه به روباهه میگه:هوی...پیشتله...پنیرها‏!پنیرلیقوان تبریز‏!نمی خوای سرم گول بمالی پنیرو بگیری؟‏؟ روباهه میگه:برو دیوانه آخه کی دیده روباه پنیر بخوره؛عمریه ملت سرکارن‏!‏


رفتیم چین گارسون دو تا چوب آورده.
دوستم میگه :یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسونه برگشت گفت : چه نه چه،چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ چوشولانگ بیگ دانگ!
من :|
دوستم :O


خانمی میره کتابفروشی. به فروشنده میگه آقا کتاب برتری مرد بر زن را دارید؟فروشنده نگاش میکنه میگه:ما کتابهای تخیلی نمی فروشیم.


به سلامتی ایرانسل كه بهمون یاد داد قبول كردن بعضی پیشنهادها فقط از اعتبارمون كم میكنه !!



اخرین مطالب

bala rast