تبلیغات
Pat oooooooooooooooooooooooo Mat 

Pat oooooooooooooooooooooooo Mat - خاطرات شخصی ما...


-
-

/

خاطرات شخصی ما...
ورود آزاد حتی شما دوست عزیز...!



سلام این صفحه مربوط میشه به خاطرات شخصی ما دوتا... البته اونایی که شاید شمارو بخندونه...


راستی اگه نظری در مورد این بخش داشتید لطفا تو پست "سلام" وبلاگ واسمون بزارید.





31 مرداد 91
هند در یک نگاه!!!

امروز ظهر تو محل کارمون علیرضا طبق معمول خواب بود


منم داشتم تو کشو هارو میگشتم که یه ماژیک قرمز پیدا کردم!!!


یه خورده به قیافه علیرضا نگاه کردم یه خورده به ماژیک رفتم یه خال قرمز خوشگل کاشتم وسط پیشونیش!!!

به خودم گفتم الان بیدار میشه شاکی میشه یه نگاه به خودش تو آیینه انداخت انگار نه

انگار همینجوری رفت...!
تا آخره وقتم هنوز رو صورتش بود!!!

دوست هندی من دارم؟؟!!!!

نوشته شده توسط محسن 31/5/91



31مرداد 91

سوتی من!!!

داشتیم با علیرضا آهنگ گوش میکردیم و بلند بلند میخوندیم


همینجوری تو جو بودم که آهنگ تموم شد منم مثل این خواننده ها تو کنسرت برگشتم گفتم:
"مرسی مرسی خیلی ممنونم خواهش میکنم از دوست عزیزم علیرضا که منو تو ساخت این آهنگ یاری کرد..."
یهو دیدم علیرضا داره منو یه جوری نگاه میکنه گفت: "دکتر خواهش نمیکنن...تشکر میکنن...!!!"
تازه از جو اومدم بیرون فهمیدم چه گافی دادم...!!!

نوشته شده توسط محسن 31/5/91




12 شهریور 91

سوتی علیرضا


آقا علیرضا تعطیلات رفته بود شمال... حالا اومده بود با یه کوله بار خاطره!!!

داشت واسم تعریف میکرد :
رفته بودم لبه ساحل یه پسره اومده بود تو آب یه بلوز آستین کوتاه تنش یه تاپ پاش "همینجوری هم به پاش اشاره میکرد"
من گفتم چی پوشیده بود؟ باز گفت یه "بلوز آستین کوتاه تنش یه تاپ پاش بود"یه بار دیگه هم ازش پرسیدم بازم تکرار کرد... دید دارم یه جوری نگاش میکنم تازه آقا دوزاریش افتاد که چه نطقی کرده...

تا شب این شده بود سوژم واسه خندیدن...!

نوشته شده توسط محسن 12/6/91

اخرین مطالب

bala rast